تبليغاتX
وبلاگ تحلیلی برای مباحث بنیادین ملی
خدایا مراازهمه فضایلی که به کارمردم نیاید محروم ساز
 بگریم بر اندوه این سرگذشت؟

بگریم بر اندوه این سرگذشت؟

 

 

معادلات دیپلماتیک جهان، معادلاتی پیچیده، حساس ودر عین حال به هم پیوسته و سرنوشت سازی است که اگر سکان مدیریت و راهبرد آن در دستان انسانهایی که جدای از علاقه به وطن و حس مسئولیت دارای درایت، نگاه غیر ایدئولوژیک و ابتکار نباشد، قطعا برای کشور خسارت به بار می آورد.

 

نمونه بارز آن درعصر ما ندانم کاری عجیب، شنیدنی و در عین حال عبرت آموز جزیره ای شیعه نشین در خلیج فارس بود که در زمان پهلوی دوم از حاکمیت ایران جدا و مستقل شد!، بحرین...

 

در دوره ما نیز که جهان پیچیدگی و ژرفناکی خاص خود را دارد این هنر دیپلماسی نمایان تر میشود. شاید یکی از کارنامه های سنجش درایت و توان دیپلماسی دولت نهم همین بحث کهنه" تعیین رژیم حقوقی دریای خزر" باشد.

بحثی که می تواند نشان دهد که براستی آن شجاعت و قاطعیتی که همواره با مطرح کردن غلوآمیز آن، دولت اصلاحات محکوم به خود باختگی و ارعاب در برابر بیگانگان می شد تا چه اندازه برای نو دولتان امروز مصداق دارد و صحیح است.

 

سه شنبه 24 مهر ماه 86 تهران میزبان 4 رئیس جمهور ساحلی دریای خزر بود. اجلاسی که باید با تشکیل کارگروهای کارشناسی در دولت اصلاحات و طی فرآیند دیپلماسی تا امروز مشخص می کرد که سهم کشور عزیزمان از دارایی های پر قیمت بزرگترین دریای جهان 20 درصد خواهد بود یا آنطور که قراراست به ایران تحمیل شود 13 درصد! یعنی به اندازه همان مرز ساحلی  دو استان مازندران و گیلان !

 

تیم اصلاح طلب دیپلماسی در دولت محمد خاتمی به خوبی توانسته بود تا آن موقع امضا و تصویب 2 معاهده را درمورد دریای خزر پس از 16 سال بگیرد آنان یک بار در سال 82 در باکو وسال دیگر در تهران کنوانسیون های هواشناسی وزیست محیطی را به تصویب رسانده بودند. خاتمی روحانی خوش فکری که در آن زمان توانسته بود سرسخت ترین دشمنان کشور را خلع سلاح و عملا متحدانی قوی چون اتحادیه اروپا داشته باشد با پشتوانه وجاهت ملی برخواسته ازرای بی نظیر مردم می رفت تا آرام آرام به توافقنامه نهایی که در آن سهم ایران بطور مساوی از نفت، گاز، خاویار، و ترانزیت کشتی های خزر بطور مساوی 20 درصد باشد دست یابد که  دولت درابتدای سال بعد (84) درگیر انتخابات شد ودر بهار همان سال با تغییر دولت تیم دیپلماسی کشور تغییرات سرنوشت سازی کرد، جالب است در نظر آوریم که بخش عمده ای از سیاست خارجی کشور هم خارج از اختیار و انتصاب دولت اداره می شود. اما به هر روی تیم جدید دیپلماتیک باید نشان می داد که دیگر در غلطان نمی دهد تا آب نبات بگیرد! و اگر کسانی مانند دکتر..... مظنون هستند، لابد دستاورد مهمتری خواهد بود که دولت به مردم دهد.

 

اما دیری نپائید که اجلاس تمام شد و بنابر عرف معمول 5 رئیس دولت کنار یکدیگر نشستند تا آنچه از مذاکرات بار امنیتی ندارد را رسانه ای کنند. توافقنامه ای که چند بند چشمگیر بیشتر نداشت:

 

1-قدر دانی معمولی از کشور میزبان در تدارک جلسه

2-تعهد به حمله نکردن 5 کشور به هم

3-اجازه تعرض ندادن به کشوری ثالث برای حمله از خاک یکدیگر

4-اجازه حمل و نقل و ترانزیت به کشتی هایی که فقط حامل یکی از 5 پرچم کشور های ساحلی باشند.

5-تائید حق هسته ای صلح آمیز برای ایران

6-تعیین رژیم حقوقی، سال بعد در باکو!

آری به همین سادگی هرکدام ایران را ترک می کنند تا نه تنها هر آنچه دولت پیشین تنیده بود رشته شود بلکه همچنان حق و حقوق ما از منابع خلیج فارس دوم مجهول و نامعلوم بماند.

 

همین آقایان درست 6 سال پیش خاتمی را سرزنش می کردند که حق ایران را نمی تواند بگیرد و به جای 50 درصد توافق شده با اتحاد جماهیر شوروی در سال های 1921 و 1940 به دنبال یک پنجم منابع خزر است. صادق لاریجانی که اخوی محترمشان به خوبی اخبار ایشان را پوشش می داد در نشت خبری ساعت 10:30 شبکه دو پس از چندی شمشیر در هوا چرخاندن سراغ معاون مشارکتی وزیر خارجه، دکتر امین زاده رفت و ادعا کرد این افراد اصولا" سیاسی اند نه دیپلمات!

 

دولت  هم مانند گذشته به جای پاسخ گویی به افکار عمومی و درمعرض نقد گذاشتن دستاورد های خارجی ، گشت وگشت تا چند روزنامه آمریکایی و اسرائیلی در میان هزاران جریده و نشریه اروپایی وآمریکایی بیابد که تیتری، سر مقاله ای، یا تحلیلی به نفع عملکردش از زبان و قلم آنان را برای مردم ترجمه کند و آن رادر داخل نشان موفقیت خود قلمداد کند.

براستی نمیدانم اگرروزی چند نشریه اروپایی و آمریکایی، که شاید 1 درصد رسانه های اروپاوآمریکا هم نباشند، این دولت برای موفق نشان دادن عملکرد خارجی اش به کجا آدرس می دهد؟

 

درهرصورت اجلاس به پایان رسید وآنان درحالی کشوررا ترک کردند که :

 

1- ظرفیت 50 میلیارد بشکه ای نفت دریای خزر از سال 1992 (1 سال پس از فروپاشی شوروی) توسط هر 4 کشور دیگردرمناطق ساحلی خود در حال استحصال و بهره برداری است و حتی کشوری مانند قزاقستان اعلام کرده برنامه ای برای برداشت روزانه 75 هزاربشکه نفت از خزر در دست اجرا دارد! در حالی که ما حتی به اندازه سرسوزنی –به قول آقای رئیس جمهور- از آن برداشت نمی کنیم.

 

2- به لحاظ تحریم هایی که سقراط زمانه آنها را الطاف خفیه الهی میداند فاقد تکنولوژی حفاری واستخراج نفت درآب های عمیق هستیم و تنها توانسته ایم یک شرکت دست چندمی سوئدی را با یک سکوی 6500 تنی به نام" ایران خزر" را به کار بگیریم که باز هم با همه اینها بنابراعلام اداره اطلاعات انرژی آمریکا: ذخایر اثبات شده نفت ایران در خزر صفر! اما ذخایراحتمالی 11 میلیارد بشکه خواهد بود.

 

3- ما در حالی چشم به مذاکرات آنهم با دست های خالی و شریکانی سرمایه گذار و با پرونده ای مفتوح درشورای امنیت بسته ایم که دو همسایه دیگرمان ، ترکمنستان وآذربایجان جدای از این که مانند 4 کشور دیگراز این دریا استخراج و سود می برند،بر سر مالکیت و حق برداشت بیشتر از یک میدان نفتی مشترک اختلاف پیدا کرده اند و هر کدام سهم بیشتری از آن مطالبه می کنند میدان نفتی "سردار" که ترکمن ها از خود می دانند وآذری ها هم با نام "گپز" از خود می دانند!

 

4- روسیه که بزرگترین وارث شوروی است به خزر مانند حیات خلوت خود می نگرد ازچنان موضع قدرتمندی برخوردار است که "حق انحصاری کشتیرانی نظامی" همچنان از آن اوست و در آن مانور نظامی برگزار می کند! در میان کشورهای حاشیه،ازمجهزترین سیستم های ساخت و حفاری و نصب سکو برخوردار است و چندی پیش نیز از موضع برتر به ایران پیشنهاد داد با شرکت "زاریت" که آنهم روسی! است در میدان مشترک نفتی با ترکمنستان همکاری کند!

 

5- قزاقستان این کشور نسبتا" کوچک توانسته به خوبی وبا درایت جدای از جذب سرمایه های کلان درامورانرژی به لحاظ دیپلماتیک هم با عقد قراردادهای 2 و 3 جانبه با روسیه و آذربایجان، عملا" تکلیف خزر شمالی را روشن کند، در این مورد حتی کارشناسان داخلی هم معتقدند پس از روسیه پر نفع ترین کشور ساحلی همین قزاقستان است بخصوص که ازمناطق ساحلی کم عمق و نفت خیزی نیز برخوردار است.

پوتین، علی اف، سلطان نظر بایف و قرباقلی بردی محمد اف در حالی تهران را ترک کردند که نه فقط نفت، که سهم ما از گاز، خاویار، وحق کشتیرانی هم نامعلوم ماند تا سال دیگر در باکو، تا آن موقع آنان همچنان به حفاری و استخراج بپردازند!

آیا سال دیگربه قول احمدی نژاد خبرهای خوش خزری به گوش خواهد رسید؟

 

باید برای پیش برد منافع ایران در بازارها و معادلات جهانی چاره ای جدی و عمیق اندیشید، نمی توان دغدغه معیشتی دخترک واکسی ونزوئلایی را داشت و ادعا کرد باید کشور را برای جهان نمونه و الگو ساخت اما نسبت به بدیهی ترین حق کشور در منطقه اهمال کرد. در هر صورت عرصه دیپلماسی عرصه حیثیتی کردن امور، یکدنده گی و لجاجت به خرج دادن نیست، باید با انعطاف بدنبال منافع حداکثری کشور در این سودابازار جهانی بود، رفاقت ها و دوستی های لوطی گرانه در سیاست خارجی جایگاهی ندارد وهیچ کشوری دو دستی منافع ما را به ما تقدیم نمی کند. آن کشوری که بر پایه مسا ئل استراتژیک و منافع ملی و وجاهت کشورش قدم بر می دارد به مردمش خدمت می کند، حداقل رفتار سیاسی و کاملا منفعت طلبانه روسیه در پرونده هسته ای ایران باید پیش روی ما باشد و بدانیم که اگر هر روز هم مردم را بابت"حق مسلم" کشور که همان انرژی هسته ای است به خیابانها بکشانیم باز هم آنچه این حق مسلم را کسب می کند دیپلماسی فعال،وخردمندانه است، دیپلماسی که درآن ازکوچکترین هنرها مانند روانشناسی گفتاری و رفتاری تا بزرگنمایی ارکان قدرت کشوراستفاده می شود تا طرف آن سوی میز مجاب به پذیرش و تائید حق کشور گردد قطعا از اتاق مذاکره دولتی پیروزمند بیرون خواهد آمد که متحدانی قوی و هم پیمانانی مهم داشته باشد، دولتی دست بالاتر خواهد داشت که گفتمان هنجار پذیرتری با جهان داشته باشد.

 

دقیقا همین امراست که اگر کوچکترین اختلافی یا بگومگویی درهمین نشست با رئیس جمهور روسیه می شد قطعا" بر رای وی در شورای امنیت تاثیر گذار بود، مگر مطرح کردن قضیه بی فایده هولوکاست در اجماع علیه ایران ومظلوم نمایی اسرائیل کم موثر بود؟ حال در برابر آن قطعنامه که حتی ونزوئلا هم علیه ایران بدان رای داد چه نصیب ملت گشت؟ این پیچیدگی ها به مراتب بیش از اینهاست...

 

شاید برخواسته از همین نگاه بود که ایران در دو سال 2 معاهده پیرامون دریای خزر،نه تعهد به حمله نکردن به هم! به تصویب رساند در سال آخر دولت خاتمی هم دولت درگیر انتخابات در کشور شد هم برخی همسایه ها مانند قزاق باشی رئیس جمهور فقید قزاقستان در بیماری بسر میبرد، اما شک نبود که اگرهمین روش که از سالها پیش دردستورکار قرار داشت، رئیس جمهوری(خاتمی) که به تعبیر انسان معتدل و بی طرفی مانند هاشمی رفسنجانی توانسته بود تنها برای عسلویه سرمایه خارجی جذب کشور کند که از تاریخ مادها تاکنون سابقه نداشته است!به طریق اولی می توانست نسبت به حق ایران در رژیم حقوقی خزر اقدام کند.

 

گمان می کنم دوستان جناح مقابل باید آنقدر سازو کارهای جهان سیاست را فهمیده باشند تا بدانند که روی کار آمدن یک دولت انقلابی با رفتارهای سخت دفعی الزامی را برای تحقق منافع ملی در عرصه بین المللی فراهم نمی کند، همان گونه که دولت مدعی نماز شب خوان ها و برخواسته از نذر و روزه خانواده های شهدا الزاما به متدین شدن جامعه و معنوی بودن جوانان کمک نکرد، همانگونه که استفاده از 2 سردار نظامی در عالی ترین سطح وزارت کشور و تیم استانداران و فرماندارانی اکثرا نظامی و امنیتی الزامی برای تامین امنیت کشور، مرزها و جاده ها نیست! این است که سیاست، درایت می خواهد ومرد کهن!

 

بد نیست به همین دوستان هم یادآور شد که اقتدار یک دولت دموکرات وآشنا با بلوک بندی سیاسی جهان به مراتب از اقتدار یک دولت غیر دموکرات که خواهان برهم زدن قوائد جهان بدون در نظر گرفتن ظرفیت و انرژی کشور است بیشتر است، چه فرق بزرگی است بین دولت خاتمی که رئیس جمهور فرانسه به احترامش برخلاف عرف دیپلماتیک شخصا به استقبال خاتمی می رود و حتی تا پای اتومبیل ایشان وی را همراهی می کند با فرانسه ای که اینک به ایران اخطار حمله نظامی می دهد ودر نامه ای رسمی از اتحادیه اروپا می خواهد جدای از شورای امنیت، حلقه فشار و تحریم کشور را تنگ تر کنند. یا رفتاری که در ژوئن سال 2000 در منطقه نفتی البرز در دریای خزر (نقطه چالش ایران و آذربایجان) هنگامیکه با چندین بار اخطار رسمی دولت ایران برای تخلیه این منطقه در نهایت با تهدید جنگنده های ایرانی کشتی اکتشافی(بی پی) از آن منطقه عقب نشینی کرد و هرگز بر نگشت!وقضیه بدون کوچکترین تنش و برخوردی بصورت کاملا حساب شده در دولت اصلاحات تمام شد  با دولتی که از گروگان گیری چند ملوان انگلیسی بحرانی برای کشور درست می کند ودر نهایت هم پی از اخطار بلر با کت و شلوار اتو کشیده و سوغاتی آنان را مشایعت میکند در این اجلاس هم از همسایگان آبی اش می خواهد که متعهد شوند نه خود حمله کنند نه خاک کشورشان را به مهاجمان دهند.

 

به هر روی مجبوریم همچنان صبر کنیم تا سال آینده ببینیم آیااز باکو برای ما خبرهای خوش مخابره می شود یا نه؟

 

دوست ظریفی میگفت :ما هم شعار می دهیم خزر حق مسلم ماست بعد هم میگوئیم سهم ما از رژیم حقوقی دریای خزر همان سفرهای تابستانی و آبتنی کافیست!

 

 

بلی پرده افتاد و پایان گرفت

فسونکاری این شب بی درنگ

ومن در شگفت:

که چون کودکان

بخندم براین خواب افسانه رنگ؟

ویا در نهفت دل تنگ خویش

بگریم بر اندوه این سرگذشت؟

 

هوشنگ ابتهاج،پرده افتاد

|+| نوشته شده توسط علی ظهوری در جمعه بیست و هفتم مهر 1386  |
 بسرائیم مهرگان خوش باد

دیباچه:

این مقاله به بهانه جشن مهرگان تحریر شد، از آنجا که محتوا مربوط به جشنی ملی و آئینی ایرانی است، پسندیدم که تا امکان دارد نیز از واژگان پارسی و ایرانی اصیل بهره جویم، لیکن به احترام خواننده معادل رایج یا همان عربی! آن نیز در پی آمد و این مهم نگارش را اندکی مشکل ساخت، به هر روی پیشکش به همه ایرانیان عزیزوبه قول موبد بهزاد نیک دین: "دهش نیک همگان را از درگاه اهورا مزدا خواستارم"

                            بسرائیم مهرگان خوش باد

"ای اهورا مزدا، با سپاس و فرو تنی سرم را پیش تو فرود آورده، دست هایم را به سویت دراز کرده و از تو می خواهم که مرا یاری دهی تا با خرد و منش نیک در آبادانی جهان و شادی جهانیان کوشا باشم..."

اوستا، گات ها، اهنودگات یسنای28

در میان جشن های گاهنبار(ماهیانه) بهدینان( زرتشتیان) 2 جشن فروغمندی و شکوه ویژه دارد، با یکی نام جمشید و هرمز فرودین گره خورده، سال آغاز می شود- نوروز- و با دیگری نام فریدون فرخ و قیام کاوه آهنگر یاد میگردد و "مهر" ستوده و"پیمان" پاس داشته می گردد، "جشن مهرگان"

برابر با تقویم زرتشتی، دهمین روز - مهرروز- از هفتمین ماه سال، جشن مهرگان وبرابر با تقویم خورشیدی شانزدهم مهر این جشن آغاز می شود.

این فرخنده روز به سه شوند(دلیل) شناسا(معرفی) می شود:

نخست طبیعی : این جشن را جشن سپاس گذاری گندم وگرامیداشت کشت و کاروخوانش برای فزودن محصول میگویند، زمین دگرباره شخم می خورد تا بارور گردد تا در آغاز هنگامه (فصل) بارش امشاسپندان سپندینه(مقدسهای جاودان) رونقی به برداشت و محصول دهند و زمین را از آفت خباثت و پلشتی بزدایند.

از دیدگاه تاریخی هم به یقین رسیده اند که تاجگذاری اردشیر پاپکان (بابکان) سر دودمان ساسانیان در این روز بوده و این موبدزاده تاج دار، درهمین روز فرمان رسمیت آئین مزدا پرستی را درسرتاسر ایران زمین صادر و موبدان وآترنان را بزرگ می داشته است.

بی دودلی (شک) پادشاهان سلسله هخامنشی و اشکانی نیز این جشن را شایسته برگزار می کردند و در آن با نان جو و شراب ناب از همه مردمان پذیرایی کرده، بار عام می دادند.

اما شایان ترین شوند (دلیل) این جشن باز می گردد به رخداد سترگ حماسی و ملی آریا ئیان که همان خروش فریدون علیه آژی دهاک (ضحاک) به سر کرده گی کاوه آهنگر است.

در این روز ملی و تاریخی بود که

نخستین بار در گیتی پرچم افراشته شد و این کار توسط کاوه آهنگر با چرمینه ای که بر نیزه کرد و بر آن نگاره ای از آریا زد و بدان چند سنگ قیمتی دوخت انجام شد(درفش کاویانی) از همین روی

نخستین بارهم، هویت ملی برگرد این پرچم برای سرنگونی ضحاک شکل گرفت. شاهنامه پژوهان بزرگ، فریدون را نیای ایرانیان می دانند

این جشن از آن رو که در آن خوان ظلم و خرد ستیزی آژی دهاک ( با خوردن مغز جوانان) سرنگون و توسط کاوه در کوه اسطوره ای دماوند به بند کشیده شد و این سرزمین اهورایی از انگیره مینو(زشتی و تباهی ) نجات یافت نیز مهم و در مانند (نوع ) خود جشن "استقلال ملی " هم بر خوانده می شود.

مزدا پرستان امروز این جشن را با جمع شدن در معبدها و آتشکده ها و خواندن گات ها (سروده های اشو زرتشت)

گرامی داشته و سپس با دیدار از بزرگان و خوردن میوه مخصوص این جشن، انار و هدیه دادن سکه و گلهای رنگارنگ پاس می دارند.

نو عروسان و نودامادان هم به یکدیگر هدایایی می بخشند که آن را "شادیانه" می نامند همان که در فرهنگ عمومی امروز شاباش می گویند-

به خجستگی در این ماه نوزادی که چشم گشاید نامش چه پس، چه پیش "مهر" دارد مانند:

مهرانگیز، شادمهر، مهرزاد، مهرناز، مهرنوش، مهربان، مهرشاد و...

روز مهر و ماه مهرو جشن فرخ مهرگان

مهر بفزا ای نگار مهر چهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر

مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

اگر چه پیش ترها رویه (رسم) هایی مانند "رام روز" و "مهرگان ویژگان" هم وجود داشته که شوربختانه امروز اندک و تنها در میان چند روستای زرتشتی نشین یزد مانند "پیرسبز" برگزار میشود که در آن جشن به گونه یک هفته ای و با "مهرگان بزرگ" و "مهرگان همگانی" برپا می کردند

- که چنانچه این رسوم ثبت و پایدار نگردند ایران زمین یکی از باشکوه ترین میراث شفاهی و جشن های آئینی خود را از دست می دهد! حتی می توان به عنوان میراث معنوی ایران در یونسکو آن را به نام کشورمان به ثبت رساند تا به جهانیان معرفی گردد ولی افسوس که به قول آن شاعر دوره مشروطه

افسوس که این مزرعه را آب گرفته...!

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته...!

خون دل ما رنگ می ناب گرفته...!

وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته...!

با همه این ها همچنان پاره ای از رویه ها زنده است، روشن کردن شمع برسر خوانچه (سفره)، سوزاندن اسفند وکندر برای خوش بو کردن هوا و نوشیدن آب معطر شده با آویشن و گلاب که گاه گاه فرتور(عکس) آن نیز بصورت مینیاتورهای خوش نقش و لعاب منتشر می شود.

ایرانیان دلبسته به آئین و شکوه تاریخی خویش در هجوم بنیان برافکن ناملایمات برخی تازیان (اعراب) به شگردهای گونه گون آن را برای ما تا امروز پابرجا نگه داشتند، تا شعله پاک این آتش اهورایی همچنان گرما بخش و روشنی افزای راه پر فراز و نشیبمان در پهنه زندگی باشد.

تاریخ از عباسیان و امویانی نقل میکند که سپید جامه گان زرتشتی را به بی حرمتی "گبر" و "مجوسی " می خواندند و از گردهم آیی آنان در این روز فرح زا جلوگیری می کردند.

انیرانیان (غیر ایرانیان) دیگرهم بوده اند که در مدت زمامداری خویش آنان را مجبور به پرداخت "جزیه" می کردند حتی سلفیونی که کشتن آنان را مباح و خونشان را بی حرمت می دانسته اند!

اما در میان تمامی این آشفتگی ها و تلخکامی های درازنای(طول) تاریخ، این قوم یکتا پرست آریایی بوده است که بلایا را به صبوری و رادمردی از سر گذرانده تا امروز ما سر افرازانه ببالیم که :

ای رهپویان یگانه پیامبر ایرانی پروردگار، در میان 124000 پیامبر، ما نیز همنوا با زرتشت فرزانه می خوانیم:

"خوشبختی تنها از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران است."

گات ها، هات 43، بند1

 

بگشائیم کفتران را بال

بفروزیم شعله بر سر کوه

بسرائیم شادمانه سرود

وین چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم!

 

رقص خوش پیچ و تاب پرچم ها

زیر پرواز کفتران سپید

شادی آرمیده گام سپهر

خنده نوشکفته خورشید

مهرگان را درود می گویند

 

گرو هرکار، مست هر پندار

همره هر پیام، هر سوگند

در دل هر نگاه، هر آواز

توی هر بوسه، روی هر لبخند

بسرائیم:

"مهرگان خوش باد"

امیر هوشنگ ابتهاج، تاسیان، شعر مهرگان نو

 

|+| نوشته شده توسط علی ظهوری در یکشنبه پانزدهم مهر 1386  |
 به گوش بیستون هنوز صدای تیشه شماست...

 

 

31 شهریور ماه هر سال آغاز گر هفته دفاع مقدس است. هفته ای که در آن از رزم آوران 8 سال جنگ تحمیلی تجلیل می شود این هفته با مناسبت ها و سخنرانی های جهت دارش اگر چه به خاطر ملعبه شدن توسط یک جناح و مصادره به مطلوب کردن توسط حاکمیت، بسیاری از آثار حیات بخش و روح افزایش را از دست داده، اما همواره برای آنانکه فارق از قیل و قال های سیاسی و دکان باز کردن های ایدئولوژیک آن را به عنوان بخشی از تاریخ معاصر ایران می کاوند، خواندنی است.

عرصه ای که به تعبیر زیبای دکتر مهاجرانی "فوران ارزش ها بود"، چپ و راست و ملی و مذهبی همه یکجا از مام میهن و کیان اسلام دفاع می کردند، این یک ارزش بزرگ بود...

وجود ارتش سیالی که از پشت میز مدرسه و دانشگاه، پشت سنگر میرفت ارزشی بزرگ بود...

خط مقدمی که در آن از محمود کاوه و چراغچی مسلمان تا هارون مجدایی یهودی؛ و از مازیاز گشتاسبی زرتشتی تا مارک ماهاریان مسیحی شهید می شدند ارزشی بزرگ بود...

جبهه ای که در آن نوجوانانش روزها حتی پایشان از پوتین در نمی آمد وتنها با چند دانه خرما اسلحه بر می داشتند ارزشی بزرگ بود....

این که دانشجویی هنگام شهادت در تنها وصیتش به فرمانده گردان بگوید: هنگام فرار سربازان عراقی پوتین از پاهایشان درآورد، مبادا خاک ایران رابا خود به عراق ببرند، ارزشی بزرگ بود...

از این ارزش های بزرگ در طول بیش از 2800 روز جنگ، کم خلق نشد

ارزش هایی که هر کدامشان می تواند تا چند نسل جوانان مملکتی را در تند باد حملات بیمه کند اما افسوس که چنان رنگ و لعاب حکومتی و رسمی یافت، که تشعشعات پر نورش کاسته شد این ضایعه بزرگ که منجر به کم فروغی ارزش های دفاع مقدس و جبهه شد به همین بسنده نکرد، معتقدم دامان بسیاری از ارزش ها مانند دین وروحانیت را هم گرفت. کافی است همین امروز نگاهی به گفتار عامیانه وادبیات محاوره ای و روزمره مردم عادی بیندازیم! براستی چقدر از آن حرمت و عزتی که روحانیون در منظر عامه باید داشته باشند، وجود دارد؟

در کتاب مسعود بهنود (275 روز بازرگان) خواندم که آیت الله طالقانی در حیاط خانه راه می رفت وبه پشت دستش می زد و خطاب به بازرگان می گفت : مهندس دارم صدای گامهای استبداد را می شنوم! یعنی به همین زودی؟ حالا که دیگر محمدرضا پهلوی نیست!

حالا هم باید پرسید در کم فروغ شدن نهاد روحانیت در اذهان توده های مردم و بی تفاوتی مردم کوچه و بازار به هفته دفاع مقدس که دیگر نه محمد رضا پهلوی است و نه آمریکا واسرائیل !

در این روزها میان جوانان خویشان، هم کلاسی ها، و برخی دوستان دیگر بسیار گشتم و از صمیم قلب آرزو می کردم که تحلیلم اشتباه باشد اما افسوس که هرچه بیشتر گشتم کمتر یافتم!

شرح این قصه بگذار تا وقت دگر!

از علت هایش بسیار می توان گفت، حتی چند برابر دلایل جنگ!

تنها در این فکر بودم که یادی ازجنگ وتمام آن آرمانها ورشادت هایی بکنم که امروز جایشان حسابی خالیست!

و این نکته را هم تذکر بدهم که اگر به مطالعه پیرامون پرافتخارترین جنگ دو قرن گذشته این مملکت که در آن هیچ منطقه ای از کشور به تاراج نرفت، می پردازیم نباید از بسیار دیگری از جوانب آن مانند دلایل طولانی شدن جنگ، علت پذیرش قطعنامه توسط امام و اصطلاح معنادار" جام زهر" ، دلایل حمله ایران به عراق پس از باز پس گیری خاک وطن وادامه جنگ در خاک عراق، عدم تحقق کامل مفاد قطعنامه 598 شورای امنیت و ناتوانی دولت وقت ودولت های بعد در ستاندن خسارات و تلفات جنگ و ...

غافل باشیم.

مطالبی که بحث پیرامون هریک از آنان فضای عاری از تعصب و هم صحبتانی بی چماق! می خواهد که امیدوارم هر چه زودتر این فضا فراهم و این پرسش ها، پاسخ گیرند.

در پایان نیز لازم می دانم به سهم خود از همه بزرگوارانی که یادگاران ارزشمند دوران جنگ هستند، روزگاری در دفاع از ناموس وطن نبرد می کردند و امروز از قامت رفیع آزادی ورای مردم.

عزیزانی که اگر دیروز تقدیر، امکان همسنگر شدن با آنان را نداد، امروز توفیق سربازی ایشان در سنگر پاسداشت حرمت ملت و مردم سالاری نصیبم شده است، عزیزانی مانند: مهندس احمد حاجی زاده، مهندس محمد دیمه ور، مهندس رمضان احمدی و بخصوص دکترمحمدرضا آقاابراهیمی که در عرصه جهاد پیشتاز است و در عرصه علم هم.

برای این عزیزان و تک تک مجاهدین و رزم آوران بی نام ونشانی که امروز نه بر دوشهایشان ستاره ای است و نه در فیش های حقو قیشان نشانه ای، درود می فرستم و برای احمد قابل رزم آور خوش نام و نشانی که در ماه مبارک رمضان، هفته دفاع مقدس را در زندان تعصب و بند خشک مغزی افطار میکند، آرزوی دمیدن سحرآزادی دارم...

 

پیش از اینجا نیز

دیده بودم من به زندان های دیگر هم،

ارجمندان، پاک دامن های دیگرهم،

آن شرف شاهان که بی تردید؛

قهرمان نسل خود بودند و فخر سرزمین خود.

پاک مردانی که درآئین ودین خود،

در نمازعشق با خونشان وضو کردند.

اعتلای ملک وملت سر خط ایمان ایشان بود!

 

مهدی اخوان ثالث

|+| نوشته شده توسط علی ظهوری در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 
 
بالا